جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2002
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
ابزار در به وجود آوردن آن دخالت داشته و هزاران انديشه در هزاران نقطهء زمين در انجام آن مؤثر بوده است . با اين تفاسير ، بشريت ، نيروى واحدى است ، در حال ازدياد و تحوّل و تكامل ؛ به طورى كه به هر مرحلهاى از مراحل كمال برسد ، توقّف نمىكند و باز نمىايستد و با همان وحدت مىكوشد كه خود را به مرحلهء تازهاى برساند . اگر يك فرانسوى در گوشهاى از شهر پاريس به خواندن كتابى بپردازد ، از كوششهاى پيگير فرانسويها ، آلمانيها ، ايتالياييها ، چينيها و آشوريهاى گذشته و حال برخوردار است ؛ زيرا هر يك از اين ملتها كم بيش در ساخت عناصر مادى و معنوى اين كتاب ، سهمى داشتهاند . مركب ، كاغذ ، آهن ، ريسمان ، ابزار ، برق و حروف ، همگى به دست ملتها در زمانهاى مختلف ، از هزاران مرحله گذشتهاند ، تا به وضع كنونى رسيدهاند . وجود هر يك از اينها نيز وابسته به وجود ديگرى است . اگر آهن نباشد ، ريسمان ساخته نمىشود . اگر برق نباشد ، ماشين چاپ به حركت در نمىآيد و . . . و همهء اينها با بهاى سنگينى به دست انسان رسيد ، زيرا در راه كسب اينها ، بشر در درياهاى خون و اشك فرو رفت و خطرات سهمگين را با آغوش باز پذيرفت و مرگ و خطرات فراوانى را در نزديكى خود مشاهده كرد . بشريت در پديد آمدن اين كتاب از جنبه معنوى نيز همين رنجها را پذيرا شده است . محتويات كتاب - هر نوع ارج و ارزشى كه داشته باشد يك كار معنوى است كه انسان با پشت سر گذاشتن تمدنهاى مختلفى به آن دست يافته است . تمدن انسان از زمانى آغاز شد كه او بر شاخ و برگ درختان سكنا مىگزيد و طى مراحل تحوّل ، سرانجام به